همراه با باد شعری از فرزانه شیدا  چاپ
تاریخ : سه‌شنبه 16 بهمن‌ماه سال 1386

همراه باد 

 راهی میشوم ...راهی میشوم

همراه باد

 در خلوت شبی

که دل ...چتر امید خویش می بندد

و خیس میشود

از اشک نگاه!

وسکوت به هق هقی غمناک

تن میدهد!!!

پر میکشم

نه ازآنرو که پرواز را

بخاطر سپرده باشم

زآنرو که پروازم

مرگ پرندهء روحم را

به  تماشا   ننشیند!!!

پرمیکشم در

آسمان غروب

که رنگ ء رنگ نگاه من است

!!!
بااو نیز خواهم گفت

چون برباد رفته ای

با باد آمده ام

!!!
مقیم شهر غروب نخواهم بود

مقیم شهر غروب نخواهم بود

آخر خورشیدم

غروب کرده است

ورویایم ابریست

وپوشیده از ابرهای غمگین

وپوشیده از ابرهای غمناکی

  از: ف.شــیدا