X
تبلیغات
رایتل
شیدای زمان  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1388

 

شیدای زمان  

مرا عشق مرا عشق به یک باره دگر کرد
زآن شرق نگاهم جو خورشید گذر کرد
به یک باره چه ها شد که مرا شور غزل کرد
به هر واژه وبیتی، چه مرا رنگ نظر کرد
همه پا شد وآمد، همه سرو شد وقامت
چه غوغای بلندی زخود باز به سرکرد
من ودامن خورشید به جانم چه درخشید
درآن صبح طلایی نه اما نه اگر کرد
بیا دست بده دستم دگر من همه رقصم
زآهنگ ونوایی که گوشم همه کر کرد
چوآرش شده جان ،نشسته بر  کمانی
کشید چله آن را َبه خورشید سفرکرد
تو را جان به چه خوانمَ که شیدای زمانی
زاین آتش پنهان  ، نباید که حذر کرد
  

 تقدیم به خانم شیدا

سروده ی: آقای عباس رحیمی