نیما یوشیج پدر شعر نوی ایران 112 ساله شد

فارس نیوز: نیما یوشیج : پدر شعر نو

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8608210525

پدر شعر نوی ایران 112 ساله شد

خبرگزاری فارس: 112 سال پیش در چنین روزی «نیما یوشیج» پدر شعر نوی ایران در دهکده یوش از توابع استان مازندران به دنیا آمد.

به گزارش خبرنگار ادبی فارس، به نقل از دانشنامه اینترنتی ویکی‌پدیا «علی اسفندیاری» یا «علی اسفندیاری نوری» مشهور به «نیما یوشیج» در روز 21 آبان 1274 خورشیدی در دهکده یوش استان مازندران دیده به جهان گشود.

کودکی
-------
پدرش «ابراهیم‌خان اعظام‌السلطنه» متعلق به خانواده‌ای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گله‌داری مشغول بود. پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسب‌سواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی در دل طبیعت زندگی کرد.
نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت. دوازده ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی «سن‌لویی» مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد.
پس از پایان تحصیلات در مدرسه سن‌لویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد. بیکاری وی باعث شد تا افکار گوناگون به ذهنش هجوم آورد از جمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود.

عشق
------
نیمایوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلاف مذهبی نتوانست با وی ازدواج کند. پس از این شکست او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و می‌خواست با او ازدواج کند اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید. بنابراین عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت.
سرانجام در 31 سالگی با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خود از افکار پریشان رهایی یابد.همسر وی عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود. حاصل این ازدواج که تا پایان عمر دوام یافت فرزند پسری بود به نام «شراگیم» که اکنون در امریکا زندگی می‌کند.

سال‌های آوارگی
------------------
درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت. در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد. وی که در این زمان به دلیل بی‌کاری خانه‌نشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی می‌اندیشید اما چیزی منتشر نمی‌کرد.
در سال 1307خورشیدی محل کار عالیه جهانگیر همسر نیما به آمل انتقال پیدا کرد. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان به رشت رفتند. عالیه در این‌جا مدیر مدرسه بود و نیما را سرزنش می‌کرد که چرا درآمدی ندارد.
علی اسفندیاری در سال 1300 خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود. او با همین نام شعرهای خود را امضا می‌کرد. در نخستین سال‌های صدور شناس‌نامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است.
نیما در سال 1307 منظومه «قصه رنگ پریده» را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند.این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.
نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت.
منظومه «قصه رنگ پریده» در حقیقت نخستین اثر منظوم نیمایی است که در قالب مثنوی (بحر هزج مسدس) سروده شده است. شاعر در این اثر زندگی خود را روایت کرده است و از خلال آن به مفاسد اجتماعی پرداخته است. بخش نخست این کار در قرن بیستم چاپ شده بود. سپس «افسانه» را سرود که در آن روحی رمانتیک حاکم است و به عشق نیز نیما نگاهی دیگرگونه دارد.
نیما در این آثار و اشعاری نظیر خروس و روباه، «چشمه» و «بز ملاحسن مسأله‌گو» افکاری اجتماعی را بیان می‌کند اما قالب اشعار قدیمی است. مشخص است که وی مشق شاعری می‌کند و هنوز راه خود را پیدا نکرده است. با این حال انتشار افسانه دنیای ادبیات آن زمان را برآشفت. «ای شب» نیز در هفته‌نامه نوبهار محمدتقی بهار چاپ شد و جنجالی برانگیخت.
خانه پدری نیمایوشیج واقع در یوش، بنایی است که قدمت آن به دوره قاجار می‎رسد. این بنا از سوی سازمان میراث‎فرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده است و حفاظت می‎شود. بازدید از خانه نیما برای عموم آزاد است.


مرگ
-----
نیما در 13دی 1338درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال 1372 خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجت‎الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ 8 خرداد 1386) و مزار «سیروس طاهباز» در میان حیاط جای گرفته است.

آثار
---
نیما پوشیج با مجموعه تاثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود. تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.
اشعار او عبارتند از:
«قصه رنگ پریده»، «منظومه نیما»، «خانواده سرباز»، «ای شب»، «افسانه»، «مانلی»، «افسانه و رباعیات»، «ماخ اولا»، «شعر من»، «شهر شب و شهر صبح»، «ناقوس قلم انداز»، «فریاد های دیگر و عنکبوت رنگ»، «آب در خوابگه مورچگان»، «مانلی و خانه سریویلی»،
«مرقد آقا» (داستان)، «کندوهای شکسته» (داستان)، «آهو و پرنده‌ها» (شعر و قصه برای کودکان)، «توکایی در قفس» (شعر و قصه برای کودکان).
از او آثار تحقیقی، نامه‌ها و یادداشت‌هایی نیز بجا مانده‌اند که عبارتند از:
«دونامه»، «ارزش احساسات»، «تعریف و تبصره و یاددااشت های دیگر»، «دنیا خانه من است»، «نامه‌های نیما به همسرش - عالیه جهانگیر»، «حرف های همسایه»، «کشتی توفان»، «مجموعه کامل اشعار»(تدوین توسط سیروس طاهباز).
انتهای پیام/ش

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد