


پیـــمانه ای ساقــی بده تا مــن شــفای دل کـنـم
این قلب افسون گشته را از هـــجر او غــافـل کــنـم
جامــی بده"مــی" را بریز امشب تو سرمـستم بکن
غــافل مرا از خــویشتــن ا زآنــچه که هــستم بکن
پیــمانه ام را نـــشکنـی "مــی" را مریزی بر زمـین
زیرا به قــلب عــاشقــم مـرحم ندارم غــیر از ا یـن
مــستم ولی افسرده ام با غصه "می"را خـورده ام
از فــرط مــستی ساقیا از یاد خـــود را بـــــرده ام
اما فــراموشم نــــشد درد جـــدائــــی ســـاقــیا
اما فــراموشم نــــشد درد جـــدائــــی ســـاقــیا
با جـــام لبـریـز از شراب آرام ســـوی مــــن بــــیا
پیـــما نه ام را نشکنــی "می" را مــریزی بر زمـین
زیـر ا به قـلب عاشقـــم مــرحم نـدارم غـیر ازیــن!!!
مــرحم نـدارم غـیر ازیــن!!!
تهیه و تنظیم اشعار : ف . شیدا...شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com




تدوین «فرهنگ بزرگ ضرب المثلهای ایرانی» به پایان رسید
| |||
|
حسن ذوالفقاری پژوهشگر و مدرس ادبیات در گفت وگو با خبرنگار ادبی فارس گفت: هدف از جمع آوری این کتاب که حدود 8 سال به طول انجامیده این بود که ما یک فرهنگ جامع از ضربالمثلهای تمامی اقوام ایران و حتی کشورهای فارسی زبان چون تاجیکستان، افغانستان و ... داشته باشیم. در این زمینه تاکنون کتابهای بسیاری منتشر شده است اما هیچ یک جامعیت ندارد و علیرغم اینکه کمکهای زیادی به توسعه این مقوله کردند خالی از عیب هم نبودند.
ضرب المثلها نمیشود و تنها حکمت و شعر را در برمیگیرد.
میشود، تصریح کرد: این کتاب در حال حاضر در حال نمونهخوانی و ویرایش است. اگر این کار به صورت یک پژوهش میدانی انجام میشد قطعا بازده بالاتری داشت و از لحاظ کمی افزایش می یافت. این کار یک پژوهش در حوزه فرهنگ عام است که جزو گامهای اولین این کار به حساب میآید.
گفت: یک مجموعه 5 جلدی از منظومههای عاشقانه هم توسط نشر چشمه به چاپ خواهد رسید که امیدوارم تا نمایشگاه کتاب سال آینده به چاپ برسد.
منظومههای «بهرام و گل اندام» منسوب به کاتبی نیشابوری، «لیلی و مجنون» اثر مکتبی شیرازی، «وامق و عذرا» اثر خواجه شعیب جوشائی، «معشوق بنارس» اثر ملاعطا شوشتری است.
| |||


با تـمامیــت آنــچه که رهــا کــردی
بــی هــیچ انـدوهــی
مـــیروم آری
من نیز بی هیچ پاسخی!
مــیدانی کـه تــکرارها مغــلوبــند
اگـر به تکــراری همیــشگی
دل شکــــستنـم را
پاس بـــداری
و روحـــم را
زخمـی ءرنــج هــای عـاطــفه کنـی
آنــگاه که خــود مــیدانــستی
دنیــایم در تــو زنـدگـی مــی کــند
و بــی تـــو
حــتی بــهانه ای نــخواهم جُــست
برای باز هم رفتن
پلـــکان رفــتن مــرا
یـک بیــک
تــو بــودی کــه مــی ساخـــتی
در بــی خــیالی هـائی
کـه رنـجـشم را پـــله های مــداوم
مــیزد
اکــنون اگــر برپــله ءآخــریــنم
گـــناه تـوســت
در خــشم های بیـــهوده ات!!!
دیـــگر نگاهــی
به پــشت ســر نیــز
نخـــواهم کــرد
دیــگر واژه هــای تـــکرار تــرا
که مـــدام... مــدام.... مـــدام
آهـــنگ مــیزد
در ذهــن خــاطـــره ام
خـامــوش مـــیکنم
بسیــار سـر کـردم
با نغــمه های تـــو
چــه افســرده میروم
در بیـصدائی محــض!
امــا.... دیگــر مــیروم آری مـیروم.
14مهرماه 1386
تهیه و تنظیم اشعار : ف . شیدا...شیواااااماهیچ www.mahich.blogfa.com