عـکسهائی از پـرندگان

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 گالری عکس پرندگان
 
در این سایت  عکسهای بسیار بی نظیر 
 
از پرندگان توسط لارس کاپه  لولد
 
 Lars kapelrud
 
 را در اندازه های بزرگتر میتوانید مشاهده فرمائید:

 www.bird-view.org/archive.php?id=15
 

"خـــداونــدا " تو خود گفتی -سروده ای از :ف.شیدا - فرزانه شیدا

در این   ظلمت شب   اندوه   تنهائی 

 

 چه می پیچم    بخود  چون  پیچکی   بر شاخهء هستی  

 

 چه میسوزم به سان هیزمی در آتش عشقی توان فرسا

 

ز در   جانفزای    قلب     محنت بار!

 

 و می پرسم  ز تنها شاهدم در این شب غمگین تنهایی

 

خداوندی   که   بیدار است   و می بیند   سرشگم    را

 

:چرا آخر نمی میرد دلم 

 

در بی کسی های شب اندوه؟!

 

و آخر   از  چه  رو  

 

 این    عاشق    سرگشتهء  غمگین

 

نمی یابد  بد ل   ا مید   وصلی را؟؟؟!!! 

 

بامید   خداوندی   که هرگز  قلب  انسان را

 

ز خود نومید و ا ز درگاه خود رانده  نمی سازد

 

چرا  همچون  پرنده  بر  سر بام   دل انسان

 

به شور  و رغبت  و شوقی  فزون بنشست

 

؛ امیدی سرخ؛ به نام عشق ...

 

 و ناگه   پرکشید   و   رفت ...

 

؛( بدون آنکه خود خواهدو پریدن را )؛!

 

کسی   او   را   پراند  ...........

 

و دست او همواره پنهان است

 

چه  نامم  این   پریدن  را؟!

 

بگویم دست تقدیر است؟!

 

ولی   هرگز    نمیدانی !!!

 

ز چشم آدمی پنهان فقط این نیست!

 

گهی دیدن  ، شنیدن،    باز پرسیدن

 

و  تنها   ؛ هیس؛ !!!     ساکت باش

 

خدا   اینگونه   میخواهد!!!

 

ولی در باور من نیست

 

به من  تنها  بگو  یارب

 

اگر نتوان  توکل بر  تو هم   کردن

 

چه سان باید در این ظالم سرای

 

 دو ن نامردی... به اسم زندگانی

 

؛ زنده بودن ؛ را ... توان بخشید؟!

 

و بر نومیدی دل چیرگی چّون داشت؟!

 

اگر دل از تو هم نومید باید کرد؟!

 

که   این  دیگر  توانم    نیست!!

 

بگو  یارب  چه  معنایی   است؟

 

تضاد اینهمه  اندیشه و اعمال؟!

 

کدامین باور ی اینگونه پا برجاست؟!

 

که با یک باور دیگر ...

 

به ویرانی نیانجامد؟!

 

و دیگر بار،به  سرگردانی آدم نیانجامد؟!

 

که حیران مانده در هر باوری ...     

 

 پر شک و  پر  تردید !!!!

 

کدامین راه ...  کدا مین فکر ... 

 

  کدامین عشق...کدامین غم

 

به راه رستگاری ره برد آخر؟؟!!!

 

تو آخر با دل انسان چه ها گفتی!!!

 

چه ها  کردند.... چه ها    دیدیم!!!

 

تو میگفتی که نشکن قلب انسان را

 

اگر  چشم امیدی  بر تو    می بندد

 

     ؛تو   خود گفتی؛!

 

اگر بر هستی خود عشق می جوئی،

 

 فروتن باش!

    و بر آنچه ز من داری     ...مشو مغرور

 

و بآن   ظلم و جوری  را ...  

 

مکن بر  دیگران هموار!!

 

         ؛خود گفتی؛!!

 

که   هرگز   آنچه  را    بر   خود نمی خواهی

 

برای دیگران خواهان  مشو از روی بد خواهی

 

خودت درس درستی را  معلم بودهای عمری!!!

 

      بگو   یارب...   بگو یارب

 

چرا اکنون مرا اینسان پریشان می نهی بر جای؟!!!

 

ز حیرت لحظه لحظه باز می پرسم

 

ز خود این پرسش دیرینه را هر دم

 

کد امین راه....کدامین راه.... را باید

 

به راه زندگی پیمود؟!

 

همان راه درستی را ...  که گر   پیمودنی باشد

 

سرانجامش به ناکامی نباشد باز!!!

 

وگر این گفته ها را ناشنیده بایدم پنداشت

 

چرا گفتی؟! ...که سرگردان بمانم در ره رفتن

 

ببینم صد تمسخر را ... که میگویند:

 

چرا ساده لوح و خوش باوری اینسان؟!

 

و آنهم در چنین دنیای تزویری!!!

 

ز این خوش باوریهایت حذر کن

 

تا که نشکستی ... بدست مردم دنیا!!! 

 

"خـــداونـــدا "

 

و گر باید چو آن آویزه  بگوش خود نگه  دارم

 

تمام گفته هایت را

 

چرا پایان آن اینگونه غمبار است؟!

 

که اعمالش مرا در نزد  دنیای دروغ و ظلم

 

به مجنونی کند شهره؟!

 

چرا یارب نمی یابم ، رهی تا بازبگشاید

 

ره   بر تو رسیدن را؟!

 

بدون آنکه در دیوانگی شهره شوم آخر!!!  

 

چــــرا یـــارب

 

چرا   یارب  هر آنکس راه تو پیمود

 

به نزد  دیگران  هرگز نشد   باور؟!

 

چرا یارب دروغ و نا درستی ها

 

به  چشم  و قلب   انسانها خوش آیند است؟!!!

 

"چو میگوئی دروغی"...باورت دارند!!!!

 

چو میگوئی حقیقت را ....  ترا دیوانه پندارند!!!

 

و با یک سادهء جا مانده از دنیا

 

که   از  رنگ فریب   مردم دنیا

 

نمیداند کلامی را ...

 

نمی بیند به دنیا  دام و صیادی !!

 

"اسیر خوش خیالی های رویائیست

 

ترا هر دم به رنجی ...سخت آزردند

 

و یا با دیدهء تردید ...ترا زیر نظر دارند

 

که او دیگر چگونه آدمی در بین انسانهاست

 

چو ؛ او؛ دیگر میان مردمان کمیاب و نا پیداست!!!

 

و شاید زیر این چهره ...

 

فریبی تلخ پنهان است!!!

 

عجب دنیای غمناکی...

 

عجب دنیای غمناکی!!!

 

عجب در اینهمه پندار بی سامان ...

 

میان مردمی دور از تو ای یارب......

 

مرا خود رهنمایی کن ...

 

که بس آ زرده از این مر دمان هستم

 

و بس دلتنگ!!

 

و بس بی همزبان... تنها!!

 

(از:ف.شیدا)

 

۱۳۶۳پنجشنبه۲۰مردادماه

 

مهارت برقراری رابطه‌ی موثر - روانشناسی

 

 

آیا تا به‌حال فکر کرده‌اید که چرا با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم؟

 

همه ما از اطرافیان خود انتظار داریم در هنگام بروز مشکلات به

 

 ما کمک کنند. ما دوست داریم دیگران در خوشی‌ها و نگرانی هایمان

 

شریک شده و ما در مسیر رشد و کمال یاری دهند.

 

 ارتباط موثر موجب شکوفایی انسان می‌شود.

 

ما با ایجاد ارتباط هویت خود را پیدا کرده،  پیوندهای خود را عمیق‌تر

 

 ساخته و مشکلات را رفع می‌کنیم.

 

برقراری ارتباط با دیگران بسیاری از نیازهای ما را برطرف می‌سازد.

 

 از همان ابتدا نوزاد برای زنده ماندن باید به دیگران بفهماند که گرسنه

 

 است یا دردی دارد و دیگران نیز نیاز او را برطرف سازند؛

 

 چون در غیر این‌صورت نوزاد خواهد مرد!

 

ارتباطات، نیازهای اولیه ی ، امنیت و آرامش را برطرف می‌کند

 

 زیرا ما نیاز به معاشرت با دیگران و پذیرش و تایید آنها داریم . 

 

 نقطه‌ی مقابل آن نیاز ، تنهایی است که احساس دردناکی است.

 

 ارتباط از ابزارهایی است که به کمک آن می‌توانیم بفهمیم چه کسی

 

 هستیم و چه کسی می‌توانیم باشیم؟ ما نظر و برداشت دیگران در

 

 مورد خویش را جویا شده و این فرایند نگریستن به خود از

 

دریچه‌ی چشم دیگران تا ابد ادامه دارد.

 

از طریق ارتباط ، پیام‌های خود را به دیگران منتقل می‌کنیم و

 

 پیام‌های آن را دریافت می‌کنیم.

 

 

اصول ارتباطی

·     ما نیازمند برقراری ارتباط هستیم. هرگاه افراد دور هم جمع

 

شوند با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند؛ زیرا‌آنچه انجام داده و

 

می‌گوییم و انجام نداده و نمی‌گوییم توسط دیگران تفسیر می‌شود.

 

ما پیوسته با دیگران ارتباط داریم، چه قصد ارتباط داشته باشیم و

 

چه نداشته باشیم.

 

·     ارسال و دریافت پیام داریم زیرا کلماتی که برزبان می‌آوریم،

 

بیشتر از آنچه تصور می‌کنیم حاوی پیام هستند. حجم و آهنگ صدا ،

 

 نوع نگاه کردن ، وضعیت ایستادن و ... همگی به شنونده کمک

 

می‌کنند تا کلمات ما را تفسیر کنند و پیام آن را دریابند.

 

·     ارتباط در واقع همان پیامی است که دریافت می‌شود نه آن پیامی

 

که ارسال شده است.بسیار اتفاق افتاده است که یک پیام به آسانی

 

مغایر با منظور ما دریافت می‌شود.به بیانی دیگر، صرفاً حسن نیت

 

ما در ارسال  پیام کافی نیست، بلکه عملکرد و بیان ما باید

 

 نیت خیر خواهانه‌مان را منتقل کند.

 

·     آغاز پیام، نحوه‌ی ارتباط را تعیین می‌کند. تنها، چند کلمه اول

 

 صحبت ما می‌تواند باعث ایجاد نوعی بی‌اعتنایی، عدم توجه،

 

 عصبانیت، حالت تدافعی و عدم پذیرش توسط  مخاطبان‌مان

 

 گردد. پس قسمتی از موقعیت هر نوع پیام به نحوه‌ی آغاز آن

 

 پیام بستگی دارد.

 

·     ما باید همان گونه که پیام‌ها را دریافت ‌می‌کنیم، آنها را

 

 ارسال نماییم. یک ارتباط موفق دارای دو عنصر اساسی است.

 

 دادن اطلاعات مفید و گرفتن اطلاعات مفید. ما می‌خواهیم نظر

 

خود را به وضوح و خیلی روشن برای دیگران بیان کنیم،

 

اگر همه‌ی کارمان فقط این باشد در این‌‌صورت هیچ‌گونه

 

ارتباطی برقرار نمی‌شود.

 

·     برای ایجاد یک رابطه‌ی موفق باید نظرات دیگران را نیز

 

 به وضوح دریافت کرده نقطه نظرات طرف مقابل رابشنویم و

 

 درک کنیم.

 

موانع برقراری ارتباطی

در برون و برون موانعی وجود دارد که باعث محدود کردن

 

 ارتباطات ما و ارتباطات صحیح را مختل می‌سازند  علاوه براین

 

 تفاوت‌های فرهنگی، قومی، نژادی، خانوادگی نیز از جمله سدهای

 

 ارتباطی هستند.

 

موانع درونی یا ذهنی زمانی بوجود می‌آید که نتوانیم واقعیت‌های

 

 بیرونی را به همان شکلی که اتفاق می‌افتد درک کنیم.

 

 

هرچه باورها و عقاید و به طور کلی ساختارهای ذهنی ما منعطف تر

 

 باشد و بتواند به طور مناسب با شرایط و موقعیت‌ها تغییر کند به همان

 

 میزان احتمال در ک واقعی رویدادها بیشتر شده، امکان خطاهای

 

شناختی نیز کمتر خواهد شد.

 

بنابراین هر وقت احساس کردیدکه با یک شخص حقیقی حرف نمی‌زنید

 

 بلکه با تصویری که از او درذهنتان ساخته‌اید در حال گفت و شنود

 

هستید. چند لحظه درنگ کنید و بیاندیشید که چه عقیده‌ای در ذهن

 

 شما حاکم است؟ آنگاه به ارزیابی و پالایش پندارهای غلط بپردازید

 

 ایده‌های نادرست را حذف کرده  و به جای آن اعتلای برخواسته

 

از منطق و تجربه را بنشانید. پس بکوشید که مردم و امور گوناگون

 

 را همان‌ طور که هستند، مشاهده‌کنید.

                                 

 

  

سایر موانع ارتباطی عبارتند از:

 

ارزیابی شتاب زده‌، نتیجه گیری عجولانه، پیشداوری ،

 

تفکرقالبی و کلیشیه‌ای ، تعصب، افکار خشک، بزرگ‌نمایی، تعمیم.

 

(این مهارت به فرد کمک می‌کند تا بتواند نظرها ، عقاید، خواسته‌ها ،

 

 نیازها و هیجان‌های خود را ابراز و به هنگام نیاز از دیگران

 

 درخواست کمک و راهنمایی نماید.

 

مهارت تقاضای کمک و راهنمایی گرفتن از دیگران در مواقع

 

 ضروری از عوامل مهم یک رابطه‌ی سالم است).   

 

 توسط جلال مرادی 
 
منبع سایت روانشناسی: