

دلم در خلوت سینه هزاران های و هو دارد
لبانم با تو هر روزی چه میل گفتگو دارد
نگاهم را نمی خوانی درونم را نمی بینی
دل غمدیده با یادت هزاران آرزو دارد
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
منت بنه ای یار من ببر این یگانه خواهشم
برهم مزن با هجر خود بر دگر آرامشم
گویا تو پنداری که من بی تو فراموشت کنم
بی تو فقط گوری بود تک مأمن آسایشم!
روزی ز هجرانت ؛؛بدل؛؛ دیدم لهیب آتشی
از این دوباره رفتنت اکنون ؛؛سراپا؛؛ آتشم
تا ؛؛ تو ؛؛ روی بر این سفر زآندم شوم؛؛من ؛؛دربدر
هرجا روم با قلب خود عشق ترا هم میکشم!!!
ف. شیدا/ فرزانه شیدا
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
اومدم رنجش بدم ، رنج کشیدم
اومدم غمش بدم ،غصه رو دیدم
اومدم بچینمش ، خودم رو چیدم
آخه در وجود اون ، خودم رو دیدم!!!
ف.شیدا
٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫
آنکس که بدیوانه دلم عشق ووفا داد
اکنون ز چه رو از من عاشق نکند یاد
یارب نکند در شب هجران وجدائی
از دیده او عشق پرآشوب من افتاد
ف.شیدا
***********************
به شهر بی کسی ها رهسپارم
غمی جز دوری رویت ندارم
اگر قرنی گذشت از این جدائی
بدان همواره بی تو بیقرارم
ف.شیدا
ََََََََََََََََََََََََََََ++++++++++++++++++++++++
زندگی یه کوره راهه که باید ازش گذر کرد
واسه یه لحظه خنده ، عمری رو باید هدر کرد
توی کوره راهه هستی پیچ وخم یکی دوتا نیست
دل آواره رو باید آشنا با صد خطر کرد!
ف.شیدا
}}}}}}}}}}}}}}}}
غمینم ، بی کسم ، تنهای تنها
روم با عشق تو صحرا به صحرا
چو مجنون سر گذارم بر بیابان
منم آواره ای در عششق ؛؛شیدا؛؛!!!
ف.شیدا
*********************
وقت خود ومن تلف نمودی
تا در نظرت دلم ربودی
جانا تو در آن نگاه اول
تک سارق قلب بنده بودی!!!
ف.شیدا
*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
اینهمه غصه خوردن راه بجائی نداره
نمیشه اروم بشه دلی که بیقراره
تو لحظه های عشقت ، غصه وغم کشیدم
وقتی پیشم نبودی ،مرگ دلم رو دیدم
دروغ چرا عزیزم ، دلم همیشه تنگه
نگا نکن به لبهام که روزوشب مبخنده!
میون سینه من یه قلب نامراده
به قلب ما خدامون ، فقط جدائی داده
غصه نخور عزیزم، خدا خودش بزرگه
تا حالا که همیشه، غصه مارو خورده!!
فرزانه شیدا
)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
اگرچه دیده ام غمها ز هجران
نپرسیدم چه شد آن عهد وپیمان
بدهری که وفا جائی ندارد
بوّد پیمان شکن آنجا فراوان!
ف.شیدا
((((((((((((((((((((((((((((((((((****
بگذار بگرید دل آن مرغ پریشی
کاو در تب پرواز به کنج قفس افتاد
بگذار بگرید دل زاری که ز هجران
در پیچک بی تابی خود از نفس افتاد
بگذار دراین خلوت غمبار جدائی
ازسینه طوفان زده بر ساحل دیده
صدموج روان سازم وویران کنم آن بغض
کاو حاصل قلبی ست که هجران تو دیده!!!
ف.شیدا

همه بازیگر نقشیم
گاهی با یه قلب عاشق
توی دنیا میدرخشیم
منم از نورنگاهت
دل به عاشقی سپردم
گرچه این بازی عشقو
تو نگاه تو نبردم
منکه تو شطرنج عشقت
گاهی ؛ماتم؛ گاهی٫ " کیشم"!!!
از تو ُو بازی عشقت
بخدا خسته نمیشم
من میخوام واسه همیشه
دلتو بدست بیارم
گرچه اینوخوب میدونم
؛مهرهء؛ خوبی ندارم
کاش میشد بهم میگفتی:
ما رو تنها نمیزاری
یا میگفتی توی قلبت
واسه ما هم جائی داری
اما من بپای عشقت
دلمو وسط میزارم
ثروتم عشقه و جزدل
تحفه ای دیگه ندارم
توی خونه های شطرنج
با دل عاشق اسیرم
تا تو هستی توی بازی
من ازاین بازی نمیرم
من میخوام واسه همیشه
دلتو بدست بیارم
آره، اینو میدونم
؛مهرهء؛ خوبی ندارم!
بازی این زندگی رو
اگه دل شکسته باختم
ولی با تو و واسه تو
؛ همیشه سوختمو ساختم؛!
حالا تا هر جا که میخوای
تو برو منم باهاتم
دل سپردهء محبت
یار خوب و باوفاتم!!!
تا ته جادهء رفتن
در کنار تو میمونم
ترو واسه زنده بودن
طپش دلم میدونم
من میخوام واسه همیشه
دلتو بدست بیارم
آره اینو خوب میدونم
؛ مهرهء ؛ خوبی ندارم
ما که پای تو نشستیم !
دیگه بیوفائی بسه
بس نبود همینکه این دل
پای عشق تو شکسته؟!
میدونم چه عشقی کردی
وقتی قلبمو شکستی
دیدی تو اشک چشامو
حتی چشماتو نبستی!!!
منکه بازی رو نباختم
گرچه داغونمو خسته
برو خوش باش که دل من
هنوزم بپات نشسته!!!
(از:ف.شیدا) Farzaneh Sheida
