منبع انرژی جهانی در آینده(قسمت اول)

منبع  :
 
 
منبع انرژی جهانی در آینده(قسمت اول)

منبع انرژی

زمانی که نخستین گام‌ها برای شناسایی و تعریف فرآیند تبدیل

گاز به فرآورده های مایع برداشته می‌شد، حتی تصور هم نمی‌شد

که روزی بخشی از نیروهای علمی کشورها و شرکت‌های نفتی بین‌المللی

 برای گسترش دانش مربوط به این فرآیند که با عنوان فناوری

«GTL» شناخته شده است، بسیج شوند؛ دانشی که می‌تواند با

 تبدیل گاز به سوخت و فرآورده‌های مایع ، نقش مهمی

 در افزایش گزینه‌های پیش روی بازار مصرف انرژی جهانی

 در آینده ایفا کند و شیفتگی بیشتر کشورهای دارنده ذخایر گاز

 را به همراه داشته باشد.

در ایران نیز چندین واحد بزرگ ، به دنبال دستیابی به این

 فناوری و اقتصادی کردن استفاده از آن در ابعاد صنعتی هستند

 که پژوهشگاه صنعت نفت یکی از آنها به شمار می‌رود.

این موضوع از آنجا اهمیت دارد که بدانیم در حال حاضر

 گاز طبیعی نزدیک 25 درصد انرژی جهان را تامین می‌کند.

 البته با توجه به مسائل زیست محیطی و کاهش ذخایر نفتی جهان ،

 سهم این سوخت در سبد مصرف انرژی در حال افزایش است ،

به نحوی که طبق گزارش انجمن جهانی انرژی حداقل تا سال 2020

گاز طبیعی بهترین گزینه به عنوان سوخت جایگزین نفت خواهد بود.

ایران با داشتن حدود6/26 تریلیون مترمکعب ، دومین کشور

 صاحب ذخایر گاز جهان است البته بنا به نظر کارشناسان

 این رقم با توجه به فقدان مطالعات زمین شناختی در برخی

 مناطق جغرافیایی ایران ، در آینده با افزایش روبه رو خواهد بود.

 از این رو ایران با در اختیار داشتن بزرگ‌ترین منابع گاز طبیعی دنیا

 می‌بایست دارای برنامه‌ای مشخص برای بهره‌گیری

 از این حامل انرژی باشد.

 

در این میان تجربه صد سال تولید و فروش نفت و مقایسه

آن با عملکرد کشورهای موفق در این عرصه نظیر نروژ نشان دهنده

این مسأله است که برخورداری صرف از منابع اولیه

ارزان عامل ترقی و توسعه نبوده و می‌توان گران قیمت‌ترین

منابع معدنی جهان را در اختیار داشت و همچنان توسعه نیافته ماند

. بنابراین توسعه صنعت گاز و استفاده بهینه از این نعمت الهی

، نیازمند تغییر نگرش‌های مدیریتی و سیاست‌های

 تولید و مصرف است.

 

به طور کلی از آنجایی که بدون شک گاز طبیعی منبع مهم تأمین

 انرژی در قرن جدید است ، امروزه فناوری‌های بسیاری

 برای استحصال ، انتقال و به کارگیری از منابع گازی

 رشد یافته‌اند. توسعه سریع صنعت گاز نیز از فناوری‌های

 مهمی تاثیرپذیرفته است که از اواسط قرن بیستم مطرح شده‌اند.

 البته انتقال گاز طبیعی به واسطه ماهیت گازی آن با دشواری

 رو به رو است و حتی استفاده از ساده‌ترین روش انتقال یعنی

 خطوط لوله در فواصل طولانی با مشکلاتی همراه است.

 

با توجه به توانایی‌های موجود فناوری برای انتقال گاز

 به مناطق دوردست ، تبدیل گاز به فرآورده‌های مایع (GTL)

 به عنوان یک روش اقتصادی، توانسته است دشواری حمل گاز

 را تا حد زیادی برطرف سازد. البته با وجود این که هنوز فناوری

تبدیل گاز به فرآورده‌های مایع به طور گسترده مورد

 استفاده کشورهای دارنده گاز قرار نگرفته،

اما حمل فرآورده‌های مایع به بازارهای مصرف

بسیار ساده‌تر و کم هزینه‌تر است.

 

در فناوری GTL، گاز طبیعی در یک رشته فعل و

انفعالات شیمیایی به مایعات میان تقطیر هیدروکربوری مانند نفت

، سوخت جت ، دیزل و پایه‌های روغنی و... تبدیل می‌شود.

 در این روش، گاز طبیعی نخست به گازهای سنتز منوکسید کربن

 و هیدروژن تبدیل می شود، سپس در یک رشته

 واکنش‌های شیمیایی تحت تأثیر بستر کاتالیستی محصولات

 هیدروکربوری مایع که در حال حاضر دارای

 بازار خوبی هستند، تولید می‌شوند. اگر چه هنوز استفاده

 از فناوری GTL در جهان گسترش زیادی نیافته ،

 سرمایه‌گذاری قابل توجه کشورهای صاحب منابع گاز

 همانند قطر، برای استفاده از این فناوری نشانگر توسعه

 و سودآوری این فناوری در آینده‌ای نزدیک است.

 

تولید بنزین از گاز طبیعی

فناوری GTL با پیشینه بیش از 70 سال ، در مقیاس تجاری

هنوز در آغاز راه توسعه قرار دارد. به طورکلی فناوری

 تبدیل گاز به فرآورده‌های مایع گرچه برای بسیاری از

توسعه دهندگان عمده این فناوری، مانند شل، ساسول،

اکسون موبیل و سنترلیوم شناخته شده است ،

اما تعداد واحدهای بزرگ تجاری در جهان در این زمینه

 بسیار محدود و امروزه مقدار کمی از منابع مالی

موسسه‌های بزرگ به این امر اختصاص یافته است.

دکتر احمد توسلی ، مسوول طرح GTL

در پژوهشگاه صنعت نفت ، پیگیری این طرح را از

 حدود 10 سال پیش می‌داند و می‌افزاید:

 در طول این مدت به دو فناوری دست یافته‌ایم:

 یکی فناوری کاتالیست آهن با رآکتور بستر ثابت

و دیگری فناوری کاتالیست کبالت با رآکتور بستر

 دوغابی که هم اکنون روش دوم ،

به عنوان روشی بهتر در دنیا مورد توجه است

و پژوهشگاه صنعت نفت نیز روی آن سرمایه گذاری

 بیشتری کرده است.

 

منبع: جام جم

با تشکر از تبیان

منبع انرژی جهانی در آینده(قسمت دوم)
 
را در لین آقای کتولی میتوانید دنبال بفرمائید:
 

همراه با باد شعری از فرزانه شیدا

همراه باد 

 راهی میشوم ...راهی میشوم

همراه باد

 در خلوت شبی

که دل ...چتر امید خویش می بندد

و خیس میشود

از اشک نگاه!

وسکوت به هق هقی غمناک

تن میدهد!!!

پر میکشم

نه ازآنرو که پرواز را

بخاطر سپرده باشم

زآنرو که پروازم

مرگ پرندهء روحم را

به  تماشا   ننشیند!!!

پرمیکشم در

آسمان غروب

که رنگ ء رنگ نگاه من است

!!!
بااو نیز خواهم گفت

چون برباد رفته ای

با باد آمده ام

!!!
مقیم شهر غروب نخواهم بود

مقیم شهر غروب نخواهم بود

آخر خورشیدم

غروب کرده است

ورویایم ابریست

وپوشیده از ابرهای غمگین

وپوشیده از ابرهای غمناکی

  از: ف.شــیدا

فرهنگسرای نصراله مردانی

منبع اولیه :‌تازه های ادبی
 
سایت منبع : فرهنگسرا ستیغ سخن
 
 

حافظ خوانی

 

چهارشنبه سوم بهمن ماه هشتاد و شش

فرهنگسرای نصراله مردانی

کازرون

 

غزل شماره 193 (ق.غ)

 

در نــظـــربـازی مــا بــیــخـــبـران حـیـرانـنـد

 

من چُنـیـنـم که نـمـودم،دگـر ایـشان دانـنـد

 

عاقـلان نـقـطـه ی پـرگـار وجـودنـد ، ولـــی

 

عشـق دانـد که در ایـن دایـره سـرگـردانـنـد

 

جـلوه گاه رخ او دیـده ی من تـنـها نـیـسـت

 

مـاه و خـورشیـد همیـن آیـنـه می گردانـنـد

 

عهـد ما با لـب شیـریـن دهنان بـست خـدا

 

مـا هـمـه بـنـده و ایـن قـوم خـداونــدانــنــد

 

مـفـلسـانـیـم و هـوای می و مطـرب داریـم

 

آه اگـر خرقـه ی پـشمین به گـرو نستـانـنـد

 

وصل خورشید به شب پـرّه ی اعمی نرسد

 

کـه در آن آیـنــه صـاحـب نـظــران حـیـرانـنـد

 

لاف عـشـق و گلـه از یـار ! زهـی لاف دروغ

 

عـشـقـبـازان چـنـیـن مـستـحـق هـجـرانـنـد

 

مـگـرم چـشـم سـیـاه تـو بـیـامـوزد کــــــــار

 

ورنه مستوری و مستی همه کس نتـوانـنـد

 

گـر بـه نـزهـتـگـه ارواح بـــــــرد بـوی تــو بـاد

 

عقل و جان گوهر هستی به نـثار افشانـنـد

 

زاهـد ار رنــدی حـافـظ نـکنـد فهم چه شد ؟

 

دیــو بـگـریـزد از آن قــوم کـه قـرآن خـوانـنـد

 

گـر شـونـد آگـه از انـدیـشه ی مـا مغبچگان

 

بعد از این خرقه ی صوفی به گرو نستانـنـد

 

 

 

 

روخوانی : امین اسکندری

 

توضیح : استاد دهقانیانفرد

 

 

1- (نظربازی = تماشای زیبارویان ، تجلی جمال حق را در

 

 چهره ی خوبرویان دیدن، اوحدالدین کرمانی دلیل نظربازی خود

 

را چنین مطرح می کند : " زان می نگرم به چشم سر در صورت 

 

 /  زیرا که ز معنی است اثر در صورت – این عالم صورت است و

 

 ما در صوریم  /  معنی نتوان دید مگر در صورت "  

 

-  

 بی خبران = کسانی که راز نظربازی را درک نکرده اند ،

 

 بیخبران از راز ورمز " وحدت وجود "   -   حیران = مات و سرگشته 

 

  -   چنینم = اینگونه هستم   -   نمودم = نشان دادم) معنی بیت : بی خبران

 

از رمز و راز نظر بازی ، از نظربازی ما در شگفتند ، من اینگونه هستم

 

که نشان دادم ، آنان هر طور می خواهند خیال کنند .

 

2- (پرگاروجود = اضافه تشبیهی ) معنی بیت :

 

[با وجودیکه] عقلا و برگزیدگان مکز دایره ی هستی اند

 

 اما عشق می داند آنها نیز به راز  آفرینش پی نبرده اند و

 

 در کشف اسرار هستی سرگردانند . " حافظ عاقلان را گرامی

 

 می دارد اما بارها اشاره دارد که چیزی از عشق نمی دانند و

 

 مفتی عقل(عقل حسابگر ، عقل معاش) در کشف اسرار

 

 حقیقت آفرینش لایعقل است "

 

3- (جلوه گاه = محل تماشا   -   آینه گرداندن = آینه را جلو

 

 روی کسی گرفتن ) معنی بیت : نه تنها چشم من محل جلوه ی

 

معشوق ازلی است که ماه و خورشید نیز آینه دار جمال اویند .

 

4- ( لب = مجازاً به معنی کلام بی واسطه   - 

 

 شیرین دهن = خوش گفتار ، استعاره از یار و محبوب   - 

 

  بنده = چاکر زرخرید ، مملوک    -   خداونـد = خواجه ،

 

مولا و صاحب ، مالک) معنی بیت : در اینجا اشاره ای به

 

" الستُ بـربّـکُم " دارد و اینکه عشق قدیم است

 

( نبود نقش دو عالم که رسم الفت بود  / 

 

 زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت ) خداوند

 

از ازل ما را دلباخته ی زیبا رویان خوش گفتار

 

 قرار داد و آنها را خواجه و سرور ما و ما را چاکر و مملوک

 

خوبرویان سیرین دهن ساخت .

 

5- (مفلس = تهیدست   -   هوا = میل ، آرزو )

 

 معنی بیت : ما تهیدست و فقیریم و چیزی جز این خرقه ی پشمین

 

 نداشته در حالیکه آرزوی نوشیدن شراب و

 

گوش دادن به ساز آواز داریم ، اگر این خرقه به ازاء وجه شراب به

 

 گرو نگیرند چه کنیم ؟

 

 حافظ تنها چیز با ارزش صوفی را خرقه ی زهد و ریای او می داند

 

 و رند را دارای باطنی

 

 ارزشمند دانسته و به طنز می گوید که صوفی اگر میل مستی کند جز

 

همین ظاهر پشمینه پوشش

 

اعتبار دیگری ندارد .  

 

6- (خورشید = در اصطلاح عرفان انوار حاصل از تجلیات الهی است 

 

 -    شب پره = خفاش   -   اعمی = کور ) معنی بیت : شب پره

 

همان خفاش است ، می گویند حضرت ابراهیم به خداوند عرض کرد

 

 که من دوست دارم اجازه بدهی مخلوقی (پرنده ای) را خلق کنم خداوند

 

 اجازه فرمود ، پس ابراهیم مقداری خاک را گل کرد و به شکل پرنده ای

 

 در آورد و در آن دمید و خفاش بوجود آمد .خفاش کور است و اجسام را

 

به وسیله ی بازگشت امواج صوتی تشخیص می دهد . حافظ می گوید :

 

 کوردلان همانند خفاش نمی توانند جلوه ی معشوق را ببینند که اهل بصیرت

 

 هم از تماشای تجلیات در حیرت اند .

7- معنی بیت : ادعای عشق و عاشقی و گله از یار کردن ادعایی دروغین است و عاشقانی که ادعای دروغین دارند سزاوار آنند که در فراق و هجران بمانند .

8- (مستوری = پاکدامنی   -   مستی = مست بودن ) معنی بیت : مستی و مستوری پارادوکس دارد، مست نمی تواند مستوری کند جای دیگر می گوید : " چو مستم کرده ای مستور منشین " پس معنی بیت چنین می شود که تنها چشم می تواند درحال مستی ، مستوری کند ، شاید این شیوه را چشم سیاه تو به من یاد بدهد .

9- ( نزهتگه = جای باصفا   -   نزهتگه ارواح = بهشت    -   گوهر هستی = اضافه ی تشبیهی ، هستی به گوهر تشبیه شده است) معنی بیت : اگر باد رایحه ی ترا به بهشت که جایگاه ارواح است برساند ، عقل و جان هستی را همچون گوهر در پای تو می ریزند .

10- معنی بیت : اگر زاهد ظاهربین نمی تواند رندی حافظ را درک کند جای تعجب نیست زیرا دیو از قومی که قرآن می خوانند فرار می کند .

 

 مصرع دوم تلمیحی است به این سخن امیرالمومنین علی (ع) :

 

 " البَیتُ الّذی یُـقرَءُ فیه القُرآن وَ یُـذکرُ الله عزّ وَ جلّ یکثرُ برَکَتَهُ

 

 و یحضرهُ الملائکة وَ یهجره الشّـیطان " . مصرع دوم را اینگونه

 

 هم می شود گفت که حافظ می خواهد به طنز بگوید از قرآن خواندن

 

ریایی زاهد دیو هم فرار می کند . حافظ این بیت معروف سعدی

 

 را اینجا تضمین کرده است : " دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

 

  /  و آدمیزاده نگهدار که قرآن بـبـرد "

 

11- ( مغبچه = پسرکی که در میکده خدمت می کند و

 

 برای میگساران شراب می ریزد) معنی بیت : باز هم

 

حافظ از طنز های رندانه خود استفاده می برد می گوید :

 

اگر شاهدان از فکر ما پشمینه پوشان ریاکار آگاه شوند دیگر

 

 خرقه ی ما را در گرو باده به گروگان نمی گیرند .

 

 

حاضرین در جلسه بحث های جالبی در باره ابیات

 

 این غزل داشتند، اما متاسفانه به علت غیبت یادداشت برداران

 

 جلسه(سمیه مردانی و محبوبه لطیفیان) از ارائه ی آنها معذوریم .

 

 

تفأل این هفته :

 

گر چه از آتش دل چون خم می در جوشم

 

مُهر بر لب زده خون می خورم و خاموشم

 

. . .

. . .

 

 

 

 نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 19:47
  توسط فرهنگسرای مردانی