| فراز و نشیبهایموضوع:فرهنگی و اجتماعی |
|
تعیین هیأت مدیره جدید چندی
قبل برگزار شد و طی آن
اعضای جدید معرفی شدند.
همین انگیزهای شد تا به اهداف و سیاستهای خانه تئاتر یکبار دیگر
و در قالب گزارشی بپردازیم.
رضا آشفته روزی که ایده راهاندازی خانه تئاتر مطرح شد، چندان قابل پیشبینی نبود که این خانه تبدیل به یک نهاد صنفی و مدنی به منظور رسیدگی
به امور اهل تئاتر بشود. البته این پس زدن موفقیت خانه تئاتر،
به عدم سابقه تشکیلات گروهی و اجتماعی در ایران برمیگردد.
البته پیش از خانه تئاتر، خانه سینما آغاز شده بود و در سینما با توجه
به مداخله بخش خصوصی در کنار بخش دولتی در امور سینمایی
و سرمایهگذاری زیاد در این هنر-صنعت بیشتر میتوانست
زمینهساز یک تشکیلات اجتماعی، صنفی و حمایتی و حقوقی
برای سینما باشد. اما تئاتر پس از انقلاب در ایران کاملاً توسط
دولت حمایت و نظارت شده است، حالا ایجاد یک تشکیلات
صنفی در کنار تشکیلات دولتی تا حدی دست و پاگیر جلوه میکرد
تا این که همسو و پیشبرنده جریان تئاتر باشد.
تاریخچه خانه تئاتر به هر تقدیر، خانه تئاتر در زمستان سال 78 توسط عدهای از هنرمندان و مسئولان وقت تئاتری تأسیس شد.
زمانی که حسین سلیمی رئیس وقت مرکز هنرهای نمایشی بود،
او به همراه مجید شریفخدایی
(رئیس وقت شورای نظارت و ارزشیابی این مرکز)،
لاله تقیان (مسئول انتشارات نمایش و سردبیر ماهنامه نمایش)،
حسین خزایی (مسئول وقت امور مالی مرکز هنرهای نمایشی)،
ایرج راد (بازیگر)، آتیلا پسیانی (بازیگر، نویسنده و کارگردان تئاتر)
و محمود عزیزی (بازیگر، مدرس، پژوهشگر و کارگردان)
در دفترش گرد آمدند و پایهگذار نهاد صنفی شدند که میباید 16
هدف مهم و اساسی اهالی تئاتر را دنبال میکرد.
این هیأت مؤسس پس از عضوگیری موقت خانه تئاتر، در جلسه مجمع عمومی که به منظور تصویب اساسنامه و
انتخاب هیأت مدیره موقت خانه تئاتر برگزار شد، ادامه فعالیت
این تشکیلات صنفی را به آن هیأت مدیره واگذار کردند.
بر اساس این تصمیمگیری مجمع عمومی، هیأت مدیره موقت
شش ماه فرصت داشت تا اشکالات و ایرادات اساسنامه را برطرف
ساخته و پس از برگزاری مجمع عمومی فوقالعاده این اساسنامه
را به تأیید نهایی اعضای خانه تئاتر برساند. هیأت مدیره موقت
با برگزاری این مجمع عمومی در مهرماه 79 پس از تأیید نهایی
اساسنامه خانه تئاتر توسط اکثریت اعضای حاضر در مجمع،
نخستین انتخابات هیأت مدیره خانه تئاتر را به مدت دو سال برگزید.
در این انتخابات ایرج راد، آتیلا پسیانی، اصغر همت، دکتر محمدرضا خاکی، بهزاد فراهانی، بهروز غریبپور، رویا تیموریان،
داود فتحعلیبیگی، دکتر فرشید ابراهیمیان و داود آریا
به ترتیب به عنوان 7 عضو هیأت مدیره، دو عضو
علیالبدل هیأت مدیره، بازرس و بازرس علیالبدل خانه تئاتر شدند
و امور این نهاد صنفی به آنها سپرده شد. این هیأت مدیره پس
از انتخابات، خانه تئاتر را در اداره ثبت شرکتها به ثبت
رساندند و سپس مقدمات ایجاد 8 انجمن صنفی تئاتر را شامل
انجمن بازیگران، کارگردانان، نمایشنامهنویسان، منتقدان و نویسندگان،
نمایشگران عروسکی، طراح صحنه و لباس، کارکنان و طراحان فنی
و هنری، و انجمن تئاتر خیابانی را فراهم کردند که به همت تعدادی
از اعضای این انجمنها، تأسیس و تشکیل شد.
بعدها به تدریج انجمن چهرهپردازان و آهنگسازان، به این مجموعه اضافه شد. در ابتدا با آن که اعضا با شوق و ذوق زیادی ثبت نام کردند،
اما هنوز تکلیف این خانه نه برای اعضا و نه برای هیأت مدیره
مشخص نبود. شاید به این دلیل که خانه تئاتر از جا و منظر مشخصی
برخوردار نبود. تا این که در ارتباط با شهرداری موفق ب
ه گرفتن محل فعلی به طور موقت واقع در خیابان صبا، پاساژ آفتاب شدند.
این محل انگیزههای بیشتری را برای فعالیت کردن فراهم کرد.
بیمه اعضای خانه تئاتر و تشکیل تعاونی مسکن و برطرف کردن
مشکل مسکن برخی از اعضا از جمله مواردی بود که در سالهای
گذشته به آنها به طور جدی پرداخته شد.
بر اساس اهداف اساسنامه خانه تئاتر که در 16 بند تنظیم شده، خانه تئاتر موظف است از حقوق صنفی-اجتماعی و مادی-معنوی اعضای خود
و امنیت شغلی-حرفهای پشتیبانی و دفاع کند.
همچنین تلاش برای فراهم آوردن امکانات رفاهی اعضا
از طریق راهنمایی-مشاوره-کمک به تشکیل صندوق تعاون
و شرکت تعاونی و نیز در ارتباط با بیمه تکمیلی اعضا و تأمین اجتماعی
از دیگر اهداف این مؤسسه به شمار میرود.
اهداف خانه تئاتر بر اساس ماده 7 اساسنامه خانه تئاتر، اعتلای سطح دانش و بینش عمومی به ویژه نسبت به هنر تئاتر و هدایت و رشد استعدادهای
ارزنده بالقوه هنری و ایجاد هماهنگی و همکاری بین گرایشها
–گروهها-ادارات-نهادهایی که با امر تئاتر سر و کار دارند از طریق
زیر و دیگر روشهای متناسب و پیشرفته امکانپذیر خواهد بود.
1- تلاش به منظور دستیابی به تئاتر خلاق و پویا که بیانگر خواستها و نیازهای فرهنگی جامعه باشد.
2- کوشش به منظور ارتقای سطح کیفی و کمی تئاتر و اعتلا و گسترش فرهنگ تئاتر
3- ارتباط و همکاری با سازمانها و نهادهای فرهنگی و هنری و گسترش فعالیتهای پژوهشی و کوشش برای گسترش و فراگیر
کردن تئاتر از طریق جلسات و سمینارها، انتشارات، آموزش
و ثبت تئاترهای داخلی و داشتن مجموعه ثبت شدهای از تئاترهای خارجی.
4- ایجاد فضای مناسب تفاهم و همکاری بین اعضا. 5- تلاش به منظور توسعه فعالیتهای تئاتری و زمینهسازی و پشتیبانی از تولید مستمر تئاتر در کشور و تأثیرگذاری در
بهبود سیاستهای تولید تئاتر.
6- تشکیل هیأتهای کارشناسی برای بررسی مشکلات و ارائه راهحلهای مناسب به منظور دستیابی به پیشنهادهایی برای بهبو
د وضعیت تئاتر.
7- جلب همکاری سازمانها و نهادهای دولتی و عمومی، افراد حقیقی و حقوقی و اثبات اهمیت و ضرورت رشته تئاتر
و جذب حمایتهای مادی و معنوی آنان.
8- ایجاد بانک اطلاعات تئاتر. 9- حمایت از حقوق گروههای جوان و دانشگاهی تئاتر، تشکلهای صنفی و مستقل و ایجاد هماهنگی و همکاری بین آنها و خانه تئاتر.
10- حمایت از تئاتر شهرستان و ارسال نشریات تخصصی و اعزام استادان و فنآوران به سراسر کشور برای آموزشهای دورهای.
11- تشکل تمامی هنرمندان کشور در قالب انجمنها و کانونهای وابسته به خانه تئاتر و ایجاد حس همکاری میان آنها.
12- فراهم آوردن امکان مبادله گروههای تئاتری برای اجرا در خارج از کشور. 13- اتخاذ روشهای اصولی و مناسب برای رفع اختلافها و کمبودها ، نارساییها و موانعی که به اهداف خانه تئاتر آسیب میرساند.
14- تلاش برای ایجاد تالارهای جدید با مشارکت بخش خصوصی و سازمانها و نهادهای زیرربط.
(حمایت از تئاتر جزو اهداف اساسنامه خانه تئاتر به شمار میرود و به گفته راد (مدیرعامل خانه تئاتر) باید در جهت تقویت تئاترهای
شهرستانی تلاش زیادی صورت گیرد. وضعیت جشنوارهها مشخص شود
و پراکندگی تئاتر به شکلی رفع شود.)
گامهای پیش روی بنابر نظر کاظم هژیرآزاد، عضو هیأت مدیره خانه تئاتر، وضعیت بودجه این خانه نامشخص است. او میگوید: "این بودجه توسط وزیر
و معاون وزیر ارشاد و از محل تبصره 3 تأمین میشود.
باید ساز و کار رسمی و مشخصی
برایش ایجاد کرد، چون هر سال با کمبود بودجه روبهرو میشویم.
مثلاً بخشی از بودجه سال 86 هنوز به ما پرداخت نشده است.
باید از طریق مجلس یا وزارت ارشاد این
بودجه را رسمیت ببخشیم. ما نباید برای کم و زیاد کردن آن همیشه
گردن کج کنیم.
در ضمن باید به دنبال حامیان مالی و اقتصادی باشیم. "
وی میافزاید: وقتی بودجه ما از طرف دولت کامل نباشد، چارهای جز ارتباط گرفتن با حامیان غیردولتی نیست. اگر این بودجه از طرف دولت کامل
شود که خیلی خوب است ولی اگر دست دولت تنگ است، باید به دنبال تأمین
این بودجه از سوی دیگران باشیم.
قراردادهای تیپ هم یکی از مهمترین حرکتهایی بود که خانه تئاتر به منظور اضافه حقوق منصفانه اصل تئاتر به منظور فعالیت در
تئاترهای دولتی تعیین کرده که متأسفانه این قراردادها تاکنون به مرحله
تصویب و اجرا نرسیده است. این قراردادها بر اساس طبقهبندی
و جایگاه معتبر اشخاص تعیین شده که یک راه مناسب برای تأمین
زندگی و معاش از طریق فعالیت در تئاتر است.
چون در شرایط فعلی گذران زندگی از تئاتر عموماً تأمین نمیشود
و هنرمندان مجبور به مهاجرت به سوی تلویزیون و سینما شدهاند،
یا فعالیت آنها در تئاتر
به صورت هرازگاهی و موردی شده است، در صورتی که
اهل تئاتر باید از طریق همین هنر ارتزاق کنند.
یکی دیگر از مشکلات فعلی خانه تئاتر، بودن چند مریض است که نیازمند درمان هستند. کاظم هژیرآزاد این هنرمندان را افراد
آبرومندی میداند که از پس هزینههای سنگین دارویی خود برنمیآیند
و با حقوق بازنشستگی و دولتی هم نمیتوانند این هزینهها را بپردازند،
باید با تمهیدی این مشکل را
رفع کرد. وی میافزاید: عدهای هم دچار تنگدستی و مشکلات معیشتی
هستند که باید از طریق نهادهای دولتی و بنیادهای خیریه و افراد نیکوکار
این مسأله را حل و فصل کنیم. عدهای هم هنوز بیمه نشدهاند.
فعالسازی تالارهای غیرفعال در سطح شهر تهران هم از دیگر وظایف خانه تئاتر است که ارتباطاتی هم به این منظور صورت گرفته، هرچند به پاسخ
نرسیده اما این مقدمهچینی، دیگران را به تدریج ترغیب به تئاتری کردن تالاره
ا خواهد کرد.
شاید به جرأت بتوان گفت که یکی از فعالیتهای خانه تئاتر که هنوز گامی در این زمینه برنداشته شده است، گسترش فعالیت خانه تئاتر
در شهرستانهاست.
شاید این معضل به مسئولان شهرستانی برمیگردد که هنوز راغب نشدهاند که
حتی بخش کوچک تئاتر خود را از طریق خانه تئاتر فعال سازند.
ساخت و ساز ساختمان خانه تئاتر واقع در خیابان سمیه با تکمیل بودجه بازسازی ممکن خواهد شد و امسال مهمترین وظیفه خانه تئاتر
پرداختن به این مسأله است. از آنجا که ساختمان واقع در پاساژ
آفتاب به طور موقت در اختیار
این خانه است، از ضروریات خانه تئاتر داشتن یک محل دائمی است
که باید هرچه زودتر این ضرورت به انجام برسد.
به گفته کاظم هژیرآزاد، علاوه بر سایت خانه تئاتر که نیمه فعال است، باید یک مجله برای بیان عملکرد، نیازها و نظرگاههای این خانه چاپ
و منتشر شود که همین مورد هم تاکنون به صورت هرازگاهی صورت
گرفته است.
|
| نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت 1387 - 16:02:49 ارسال از رضا آشفته |
| اردیبهشتتئاتر ایران برگزار میشود؛موضوع:ادبی و هنری |
|
در 30 استان کشور برگزار میشود و این در حالی است که
با آن یک ماه جشن تئاتر در سراسر کشور خواهیم داشت،
اما خبری از اجرای عمومی و شکل بهینه تئاتر در شهرستانها نیست.
به همین مناسبت با تعدادی از کارشناسان و آگاهان به تئاتر شهرستان
گفتوگو کردهایم تا به مشکلات، موانع و مصائب تئاتر شهرستانها
آگاه بشویم و در آخر با پیشنهادهای آنان زمینه از سر گرفتن
و رشد تئاتر در شهرستانها را آماده کنیم.
به هر تقدیر برگزاری جشن با هدف شکل گرفتن و قوام تئاتر
یک نتیجه مثبت و کاربردیتر خواهد بود.
امکانات حمید مظفری، کارگردان و عضو هیاتمدیره خانه تئاتر که در سال گذشته برای آموزش به یزد رفته است،
امکانات موجود در آنجا را دریغشده از اهل تئاتر ارزیابی میکند.
او معتقد است که با چشمپوشی از تالارهای چندمنظوره، تالارهای
مناسب تئاتر است که از تئاتر دور مانده است.
وی به تالار فرهنگ در یزد اشاره میکند که پیش از انقلاب
در آنجا به آموزش پرداخته و این تالار بزرگتر از تالار مولوی
تهران است اما امروز هیچ ربطی به فعالیتهای تئاتری ندارد.
حمید پورآذری، کارگردان، که برای آموزش به خرمآباد رفته، در این شهر یک تالار مناسب برای تئاتر دیده که متاسفانه در آن
فعالیتی نمیشود.
اصغر خلیلی، کارگردان اصفهانی حامیان تئاتر در این شهر را اداره ارشاد، حوزه هنری و شهرداری اصفهان میداند که هر یک بنا بر
دیدگاههای خود حمایت مادیای را از گروههای تابع خود به عمل میآورد.
ارشاد بیشتر حمایت معنوی دارد تا مادی و به دیدگاههای مختلف توجه دارد
.
حوزه هنری بیشتر به کارهای مذهبی میپردازد و شهرداری هم به مسائل شهری آمیخته با نگاه مذهبی توجه میکند. البته شهرداری و حوزه هنری
به لحاظ مادی بهتر از ارشاد عمل میکنند.
اردشیر صالحپور، استاد دانشگاه و پژوهشگر، تئاتر شهرستانها را استوانه تئاتر کشور و تهران میداند که همواره پشتوانه تئاتر
ایران بوده است و در این باره میگوید:
شمار زیادی از هنرمندان شاخص و برجسته تهرانی همان
هنرمندان بااستعداد شهرستانی هستند که به دلیل نبود امکانات
و عدم زمینه رشد و فعالیت به تهران آمدهاند و آنچنان
در مناسبات کاری و اجرایی تهران گرفتار شدهاند که کمتر
به شهرستانهای خود بازمیگردند.
این افراد اگر هم به شهرهای خود برگردند، زمینه اصولی و مهمی
برای حمایت و ماندگاری آنان فراهم نمیشود.
سنت مرکزگرایی نهتنها در عرصه هنر و هنرمندان بلکه برای باقی نخبگان نیز حاکم است و هنرمندان برای رشد و پیشرفت خود
تنها مجبورند به تهران بیایند و بنابراین ما تئاتر شهرستانها
و استانها را از وجود هنرمندان حرفهای و شاخص خالی میبینیم.
از سوی دیگر هنرمندان سرشناس هر استانی بعضا یا به انفعال
رسیدهاند و یا آنکه دیگر تمایل به فعالیت در استان خویش ندارند.
عدم همکاری مالی و استطاعت مالی و بضاعت مالی از جمله
عواملی است که باعث شده بودجه و حمایت لازم مادی در
اختیار هنرمندان شهرستانی قرار نگیرد و به همین دلیل هموار
ه چراغ نیمبسمل تئاتر شهرستانها در حال احتضار و خاموشی است.
اجرای عمومی حمید مظفری، کارگردان، وضعیت تئاتر شهرستانها را جالب نمیداند. او معتقد است که در یزد به صورت پراکنده هرازگاهی
گروههای فعال امکان چند اجرای محدود را پیدا میکنند.
حمید پورآذری هم در خرمآباد اصلا جایگاهی برای اجرای عمومی نمیبیند. اصغر خلیلی، کارگردانی که خود در اصفهان فعالیت میکند،
اجرای عمومی در اصفهان را قابل مقایسه با تئاتر تهران نمیداند.
در آنجا اجراهای عمومی محدود است و هیچ ملاک و معیاری برای
آن وضع نشده است.
حمید مظفری که خود در ارتباط با تئاتر شیراز است، فعالیت در این شه ر را بهتر از یزد میداند، از این جهت که در این شهر در حال حاضر
دکتر طبیعی، مدیرکل ارشاد فارس علاقه زیادی به تئاتر نشان داده
و با ارائه تسهیلاتی از گروههای تئاتری دعوت به کار کرده است.
گروههای تئاتری حمید مظفری در یزد گروههای منسجم و افراد باتجربه و استخوان خردکردهای را دیده که جزو زبدهترین تئاتریهای این استان به شمار
میآیند. این گروهها خانه نمایشی ساختهاند به عنوان یک نهاد مدنی
و در سایه آن به فعالیت مشغول بودهاند و متاسفانه در چند سال
اخیر از سوی ارشاد با کملطفی روبهرو شدهاند.
حمید پورآذری به این نکته میپردازد که وحدتی بین هنرمندان تئاتر خرمآباد ندیده و هر یک از آنان دیگری را قبول نداشته است و حتی
برخی از آنان مقابل افراد باتجربهای که از تهران برای آموزش به
آنجا فرستاده میشدهاند، جبههگیری میکردهاند. با آنکه در آنجا
انتخابات انجمن نمایش پیش از انحلال آن صورت گرفته است،
دست به انتخاب زدهاند و بهظاهر فعال هم هستند اما در عمل کاری
را از پیش نمیبرند.
اردشیر صالحپور معتقد است که هنرمندان شهرستانی همواره در شهر خود جایگاه، پایگاه، ماوا و ملجأیی در رشد حیات خود
نداشتهاند و به ناگزیر به تهران مهاجرت میکنند.
حمید پورآذری تئاتر شهرستانها را جشنوارهزده تلقی میکند، که به عنوان یک آفت در شکل گرفتن تئاتر موثر بوده و به همین دلیل
میخواهد که این جشنوارهها از برنامه فرهنگی مدیران ارشاد
شهرها پاک شود و به جای آن اجرای عمومی جایگزین شود.
اردشیر صالحپور هم برگزاری جشنوارهها را یک آسیب جدی میداند که این جشنوارههای رنگارنگ به ذائقه مسوولان
و ارائه گزارشهای اداری خوش میآید و در این باره میافزاید:
تئاتر شهرستانها جشنوارهای شده است، بعضا گروههایی برای
یک جشنواره تدارک میبینند و حتی اگر درخششی در جشنوارهها
داشته باشند، زمینه اجرایی آنها در شهرشان فراهم نمیشود.
یعنی اینکه تئاتر شهرستانها، آرمان و حیات آرمانش برای آن
است که بتواند در تهران عرضاندام کند.
رفع موانع و مشکلات حمید مظفری عضو هیاتمدیره خانه تئاتر قدرت ساخت و ساز خانه تئاتر در شهرستانها را در اساسنامه این خانه قابل
پیشبینی میداند، مشروط بر آنکه حمایتی از سوی هنرمندان
و مسوولان شهرستانها وجود داشته باشد.
وی برقراری اصل 44 قانون اساسی را برای خصوصیسازی تئاتر در شهرستانها یک راه ارتقای تئاتر میداند، مشروط بر
آنکه با نظارت محدود مسوولان فرهنگی مواجه باشد و حمایت
مالی نیز برای تحقق این امر به صورت وام بانکی ممکن شود.
اردشیر صالحپور برای رفع موانع آموزشی در ارتقای کیفی تئاتر، طرح سرباز هنر یا سپاهیان هنر را مطرح میکند که با این شیوه
دانشجویان تئاتری به مدت 2 سال در دوره سربازی میتوانند آخرین
آموختههای خود را در اختیار علاقهمندان شهرهای خود قرار دهند.
حمید پورآذری هم به آموزش در شهرستانها از طریق فرستادن کارشناسان از طرف مرکز هنرهای نمایشی بهطور پیوسته و مستمر
تاکید میکند، تا از این طریق بتوان سطح کمی و کیفی تئاتر
را در شهرستانها بالاتر برد. وی به بودن استعدادهای فراوان
در شهرستانها ایمان دارد که متاسفانه به دلیل نبودن حمایت،
این استعدادها از تئاتر دور میمانند.
اصغر خلیلی هم اعتقاد دارد که باید مسوولان قدرت اجرای عمومی را در سطح شهرستانها بالا ببرند و بنابر میزان دانش، استعداد
و پیشینه افراد با درجهبندی هنری این افراد، اجرای عمومی را
درحد وسع آنان پیشبینی و اجرا کنند، نه اینکه تفاوتی بین یک
جوان از گرد راه رسیده با یک نوپا و یک پیشکسوت قائل نشوند.
او برای غلبه به کمیتگرایی در نظر مسوولان، به کیفیت آثار به عنوان یک ارزش فرهنگی و موثر تاکید میکند ولی متاسفانه
|
| نوشته شده در دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 |
