عشق- سروده : فــرزانه شیــدا

عشق

با من حتی به سکوت ....

عشق و رویا و خیال

همچو یک نغمه ..که آید ز بهشت

روز و شب... ساز محبت میزد

تا نگاهم ..به محبت.. یکروز

همره عشق...و چه سرمست امید

تا به آن وادی رویائی رفت ...

در پی عشق درون دلها

تا ببینم که هنوز... 

عاشقی میخواند!!!

لیک افسرده دلم باز آمد

همه دلها به سکوت ..

.یا بسی تنها بود

عشق رنجید و خزید..

کنج قلبم غمگین

و دگر نغمه عشق...

 رو به خاموشی رفت

و سپس... شورش فریادی شد

و پریشان دله من ....باز آمد

پس از آن عشق فقط گریان بود

و بسی غمزده وقهر آلود

دگر او میدانست ...

 که تمنای دل انسان نیست

عشق شاید هر روز

از کنار تو هم آرام گذشت

در تو هم عشق ندید

لیک بامن این عشق

جسم انسانی شد

تا که  فریا د شدم

و دلم سخت گریست

وای اگر عشق نیابد قلبی

و به فقری برسد

آنزمان میگرید

تو ولی باز زخود می پرسی:

از چه من غمگینم!!!!

۵ خرداد ۱۳۸۵

سروده : فــرزانه شیــدا

نظرات 1 + ارسال نظر

وبلاگت بسیارجالب ومفید بود شما هم به ما سربزنید اگر برایتان ممکن میباشد وبلاگهای من را در لینکستان خود قرار دهید تا زیر سایه شما نسیمی به ما بوزد و بازدیدکنندگان شما گوشه چشمی به وبلاگ ما داشته باشند پیروز باشید به امید روزی که وبلاگهای من باعث شادی و امید شما دوست عزیز شود=>
http://www.iranmaxim.blogsky.com
ثبت نام در جایزه 800 دلاری و 3000 دلاری

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد