انسان موجودی آزاد ورها آفریده شده است
اما هیچکدام ما ازانسان ها آزاد ورها زندگی نمی کنیم
وهرکدام سرگرم دل مشغولی های خویشتن
«ویادراسارت دل مشغولی های خود » هستیم .
دل بستگی ها وتعلقات که نیازمبرم وحیاتی وانسانی ما
نیستند بلکه ابداعات فکر«ذهن شرطی» ما هستند
همچنان مارا به خود مشغول می دارند .
نکته جالب اینجاست که شاید غالب ما انسان
ها با توجه به وضعیت وساختارروانی «ماهیت ذهنی خویشتن»
بسیاری ازاعمال خطا را درخود مشاهده می کنیم ،
خطای مسلم آنها برایمان قابل شهود است
وعیب خودرا درک می کنیم اما به دلیل عدم آگاهی
ازماهیت واقعی خویش« ساختاروماهیت ذهن وعملکردفکردرخویشتن»
و صدها دلیل ناموجه ولی عقلانی دیگربیرونی خودرا
توجیه نموده وهمچنان به سرگرمی خودادامه می دهیم .
نکته جالب تردیگراین است که هرکدام ازما عیب وخطای دیگران
را ریزودرشت دیده وعیوب دیگران را با میکروسکوپ
نگاه می کنیم اما چشم مان را برخطاهای خود بسته وخودرا
بی عیب وفاقد نقص تلقی میکنیم .
حال اگرقضیه برعکس می شد
«که لازمه آن کسب آگاهی درمورد ماهیت وساختارذهنی
درخود ومشاهده اعمال ورفتارهای فکردرخویشتن است»
ودربرابرعیوب خود وضعف های خویش
حساس تروعمیق ترمی شدیم
. اول دچارخطای کمتری می گشتیم .
چون با بازبودن چشم مان دربرابراعمال خود دیگرکمتردست
به عمل خطامی زدیم . دوم دیگردربرابرعیوب ونواقص
دیگران حساسیت وواکنش مان کم وکمترمی شد
وعیب دیگران را نمی دیدیم بلکه تنها بینای
عیب خود ورفع آن بودیم که نتیجتآ آرامش بیشتری
داشتیم ودرگیری کمتری با دیگران پیدا می کردیم
وجهان پرازخشونت وبیرحمی فعلی به دنیایی
سرشارازصلح ودوستی وبرابری وآرامش تبدیل می گردید .
آیا غیرازاین است ؟
عیب ذهن ما این است که با تفکرات پیچیده خودش ،
حصاروزندانی برای ما آفریده ومارا قویآ گرفتارخود می نماید
. مشکل اینجاست که ما تفکرذهن خودرا
«وحی منزل» تلقی کرده واسیرآن می شویم .
وشاهکاردراین است که این خطای ذهن ولغزش را بتوانیم
دریک آن ویک لحظه درضمیرخود مشاهده کنیم
وهمین مشاهده ناب مارابرای همیشه ازاسارت
ذهن وحشی خود نجات میدهد .
البته همین اسارت تراژدی غم انگیززندگی بشری است
که قرنها استمرارودوام یافته است .
قبول ویا عدم قبول این واقعیت مشکلی را ازما حل نمی کند
فقط «دیدن» ومشاهده اعمال ذهن درخویشتن است
که مارا رهایی می بخشد .
ذهن ما جزجدال وستیزوجزرنج واندوه ومرارت را نمی شناسد
چون قرنهاست که همین قالبهای مخرب را به ذهن خود
القاء کرده ایم وبه آن شناسانده ایم .
ذهن امروزچون یک فایل کامپیوتربا برنامه ریزی هایی
که شده است مارا ناخودآگاهانه دراسارت وقید خود دارد .
اگرهمت کنیم وبا جدیت بیشتری ذهن را تحت مشاهده
وبررسی وکنترل خود درآوریم می توانیم
خودمان را با رویت ودیدن «ذهن شرطی»
ازاسارت نجات بدهیم .
البته لازمه اش مطالعه کتابهای «خودشناسی» است