X
تبلیغات
رایتل
این بیماری هلندی چیست ؟؟! یک (سیاست هلندی؟؟؟؟؟)!!!  چاپ
تاریخ : دوشنبه 10 دی‌ماه سال 1386
منبع  از وبلاگ :چراغ خاموش

سینمایی,سیاسی,....
 
این بیماری هلندی چیه؟
 

بعد از سخنرانی (دروغرانی ) رئیس جمهور محترممان قبل از حاجی شدن

 

 حسابی تو فکر رفتم که این بیماری هلندی که آقای حیدری اسمشو برد چیه.

 

 پس به جنب وجوش افتادم که ازش سر در بیارم، خوب گشتم و گشتم تا یه

 

 توضیح ساده و روون براش پیدا کردم گفتم اینجا بزارمش تا شما هم

 

 استفاده کنید این متن عینا همون متنی که من خوندم:

 

کشور هلند که تا قرن نوزدهم یکی از بزرگترین استعمار گران جهان

 

 محسوب می شد کشور مشهوری است .

 

 چه به لحاظ پروش زیباترین گل های جهان ، چه به لحاظ نژاد پروارگاوهایش

 

، چه به لحاظ مشهورترین دادگاه بین المللی که در شهر لاهه این کشور

 

  قرار دارد ، چه به لحاظ سبک بازی فوتبالش و.....

 

 

در اقتصاد کلان هم عارضه ای وجود دارد که به نام بیماری هلندی مشهور است.

 

  این نامگذاری  به دلیل انجام شده است که اولین بار این عارضه برای کشور

 

 هلند رخ داد. به اعتقاد بسیاری از اقتصاددان ها، اقتصاد ایران هم در

 

 حال حاضر در آستانه ابتلا به این عارضه قرار دارد

 

(البته برخی معتقدند که تقریبا کار از کار گذشته)

 

اما این عارضه چیست ؟

 

اگر به زبان خیلی ساده بخواهیم بیان کنیم این عارضه زمانی رخ می دهد

 

 که درآمد یک کشور بر اثر عوامل فصلی  به صورت ناگهانی افزایش میابد

 

 و متولیان اقتصاد کلان (دولت ) هم با تصور دائمی بودن این درآمد آن را

 

 در جامعه تزریق می کنند. تا اینجای کار  اتفاق خاصی نیافتاده است .

 

درآمد کشور زیاد شده و پول هم به جامعه منتقل شده است.

 

در اقتصاد اصلی وجود دارد که برای درک آن احتیاجی نیست اقتصاد

 

خوانده باشید و آن هم این است که که با افزایش درآمد ،تقاضا هم افزایش

 

 پیدا می کند . اگر این افزایش تقاضا به صورت ناگهانی انجام شود،

 

عرضه جوابگوی آن نخواهد بود و تعادل عرضه و تقاضا بر هم می خورد

 

، در نتیجه قیمت ها افزایش میابد

 

(این اصل به قدری بدیهی به نظر می رسد که اگر یک دانشجوی اقتصاد

 

بگوید در دانشگاه چنین چیزی را خوانده است احتمالا مسخره اش می کنند

 

 که این همه زحمت کشیدی رفتی دانشگاه همچین چیزی بخوانی ؟

 

 ولی اگر همین اصل ظاهرا بدیهی درست درک می شد کشور های

 

 جنوب شرقی آسیا در دهه 90 میلادی با آن بحران اقتصادی وحشتناک

 

روبرو نمی شدند و امثال ماهاتیر محمد مالزیایی برای توجیه حماقتشان

 

 مجبور نبودند آدرس عوضی بدهند و  بی جهت کشورهای غربی و

 

 سرمایه داران آمریکایی را مقصر آن بحران معرفی کنند..... بگذریم..) .

 

تا اینجا هم عارضه خاصی حادث نشده است

 

 (حتی این اتفاق می تواند در طولانی مدت برای اقتصاد کشور مفید هم باشد)

 

در یک روند طبیعی قیمت ها تا سقفی بالا می روند و با یک تاخیر زمانی

 

 تولید افزایش پیدا می کند و در نهایت پس از مدتی  عرضه و تقاضا به

 

 تعادل قبل بر می گردند. اما مشکل از زمانی رخ می دهد که دولت به

 

 عنوان متولی اقتصاد کلان وارد کارزار می شود و سعی می کند به طور

 

 مصنوعی و از طریقی غیر از افزایش تولید  قیمت ها را پایین نگه دارد.

 

برای درک بهتر، شرایط حال حاضر کشور خودمان را در نظر بگرید .

 

دولت مهرورز که با وعده افزایش رفاه بر سرکار آمده بود و اتفاقا در

 

 زمانی که درآمدهای نفتی هم افزایش چشمگیری داشت و دولت قبلی ذخایر

 

ارزی خوبی را باقی گذاشته بود زمام امور کشور را در دست گرفت

 

 و با نوشتن بودجه ای رویایی در همان سال اول علیرغم بالا بودن درآمد های نفتی

 

 دچار کسر بودجه شد و به بهانه های مختلف از ذخایر ارزی خرج کرد

 

و با قوانین جالبی همچون افزایش حداقل حقوق باعث گران شدن عوامل تولید

 

 و در نتیجه گران شدن کالا های مصرفی شد و برای مبارزه با این افزایش

 

 قیمت ها ( که مقصر اصلی آن خود دولت است) متوصل به بگیر و

 

 ببند و در مورد کالا هایی همچون لبنیات  و واردات سایر کالا ها شد و

 

 به این وسیله به طور مصنوعی بدون اینکه تولید افزایش یافته باشد

 

تقاضای افزایش یافته را پاسخ داد و به خیال خود تورم را مهار کرده است.

 

 

یک ناظر بیرونی احتمالا اشکالی به این کار دولت محترم نمی بیند به

 

 هر حال از فشار قیمت بر مصرف کنندگان کاسته شده است.

 

اشکال این قضیه چیست؟ چرا به این کار بیماری هلندی می گویند؟

 

بیماری هلندی دقیقا از همینجا شروع می شود. هنگامی که دولت متوصل

 

 به واردات کالاهای مصرفی ارزان می شود تا قیمت ها را مهار کند

 

در حالی که صنایع داخلی مجبورند با عوامل تولید گران کالای گران

 

 را تولید و به قیمت ارزان بفروشند . نکته اینجاست که این سیاست نمی تواند

 

جلوی تورم را بگیرد. بلکه آن را به بخش های دیگر اقتصادی منتقل می کند

 

.به عنوان مثال می توان با واردات کالاهایی نظیر  سیب ، پرتقال ، سیب زمینی

 

، پیاز ، تیرآهن و.... قیمت این کالا ها را پایین نگه داشت ولی برخی کالا ها

 

مانند زمین و مسکن قابل وارد کردن نیستند و افزایش قیمت این کالا ها نمی شود

 

 با واردات مهار کرد . د

 

ر نتیجه قیمت این قبیل کالا ها به رشد خود ادامه می دهند .

 

 از طرفی سرمایه گذاری جدید در آن بخش های  صنعتی که با

 

واردات قیمت شان مهار شده انجام نمی شود و سرمایه ها به سمت کالاهایی

 

 مثل  زمین و مسکن هدایت می شود.

 

 در نتیجه این امر تقاضای کاذبی برای این کالا ایجاد شده و قیمت آن ها

 

با سرعت بیشتر و به صورت غیر طبیعی و باور نکردنی رشد می کند

 

 (به عنوان مثال طبق اعلام بانک مرکزی در نیمه نخست امسال قیمت 

 

 مسکن در تهران 30 در صد افزایش داشته است ولی  به اعتقاد بنگاه دار ها

 

این رشد بیشتر از 60 درصد بوده است)

 

عوارض این مشکل به همینجا ختم نمی شود .

 

 به محض اینکه فصل افزایش درآمد خاتمه پیدا کند

 

 و دولت پولی نداشته باشد که با آن واردات ارزان را انجام دهد

 

 افزایش قیمت در بخش هایی

 

 که تا آن زمان به صورت مصنوعی قیمت پایینی داشتند با سرعتی فزاینده

 

رخ خواهد داد.

 

 از آنجا که صنایع داخلی هم در اثر همان سیاست های گذشته فلج شده اند

 

 قادر به پاسخگوییبه تقاضا های جدید نمی باشند و ..........

 

ادامه اش را خودتان می توانید تصور کنید!!!!

 

 

البته هلند این شانس را داشت که در زمانی به این مشکل گرفتار شد

 

که سایه نحس کمونیست شرق اروپا را فراگرفته بود و کشورهای غربی

 

برای اینکه مبادا هلند هم در دامن کمونیست ها

 

 بیافتد کمک ها ی بی دریغی به این کشور کردند  با این وجود چند

 

سالی طول کشید تا اقتصاد این کشور بتواند کمر راست کند.

 

درباره کشوری مثل ایران و با شرایط کنونی جهان معلوم نیست

 

 این عارضه چه بلایی را بر کشور تحمیل خواهد کرد.....  

 

نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 10:45 توسط نیما
 
سایت:http://donnima.blogfa.com/